شهاب الدين احمد سمعانى

122

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

مثلا ، يا از زبرجد و ياقوت و لعل ، يا در ميان بساتين و حدائق و رياض و انهار و اشجار بودى ، اگر كسى به زيارت آن ميل كردى مستعجب نبودى . مشتى سنگ به هزار فرسنگ بر هم نهاده و از باديهء مردم خوار دريايى ساخته و صد هزار اعرابى جلف سخت دل بر راه او نشانده و آتش عشق عشّاق هروز 50 زيادت‌تر و تيزتر 51 . كعبه بر مثال شمع است و عاشقان بر مثال پروانه‌اند ، و آتش معشوق بىرحم ، و پروانه عاشق بىصبر . بنو عذره حيّىاند از احياء عرب ، كه مثل زنند به عشق ايشان ، و هر كه از ايشان عاشق شود غالب آن بود كه هلاك شود . 52 آن يكى را از اين قوم پرسيدند / a 38 / كه سبب اين چيست ؟ گفت : فى قلوبنا رقّة و لنسائنا عفّة 53 ، رقّت بر دل ما غالب است و عفاف بر زنان ما . او در ظواهر كعبه‌اى بنا كرد و در بواطن كعبه‌اى بنا كرد ، دلها در سينه‌ها بر مثال 54 كعبه‌اى است ، آن كعبه از احجار ، و اين كعبه از اسرار . آن كعبه مطاف اصناف خلايق ، اين كعبه مطاف الطاف خالق . آن كعبه منظور حق ، اين كعبه منظور حق . آن كعبه قبلهء قلوب خلق ، اين كعبه قبلهء قبول حق . آن كعبه مبنى ابراهيم ، اين كعبه مبنى لطف كريم . آن مسجد حرام است اين مسجد كرام است . آنجا عرفات است اينجا تحيّات است 55 . آنجا حرم است اينجا كرم است 56 . آنجا مروه و صفاست اينجا فنون محبّت و وفاست 57 . آنجا مشاعر و شعاير است اينجا تحف و بشاير است . آن خانه مثابة للناس است اين خانه محلّ استيناس است . آنجا مقام خليل است اينجا مقام لطف جليل است . آنجا طايف و عاكف و ركوع و سجود است اينجا لطائف و معارف و آثار و انوار جود است . آنجا آيات بيّنات است اينجا رايات ولايات و سعادات است . آنجا سقايهء حاجّ است اينجا پادشاه تخت و تاج است 58 . آنجا چشمهء زمزم است اينجا اقداح الطاف دمادم است . آنجا ركن يمانى است اينجا كنوز معانى است . آنجا حجر اسود است 59 اينجا سويداى سرّ مؤبّد است . آنجا حجّ مبرور و عمل مشكور است اينجا ينابيع سرور و حبور و حضور و نور است . آنجا مزدلفه و مناست اينجا قربت و زلفت و اصطفاست . آنجا مسجد خيف است اينجا منزل وجل و خوف است . اين كعبهء مقدّسه و باغ و بوستان كه ولايت سينهء دوستان را 60 ساخته‌اند و به لطف بپرداخته‌اند ، در جنّة المأوى و فردوس اعلى نباشد 61 باغ اين باغ است و جنّت اين جنّت است و قصر اين قصر است و فردوس اين فردوس است و شجره اين شجره است و ثمره اين ثمره است و مثل كَلِمَةً طَيِّبَةً ، الآية . تخم اين درخت چيست آنگه اصل وى چيست 62 و فرع وى چيست ؟ آب وى چيست